یک فنجان قهوه، که مزه اش “تو” باشی

دلم یک فنجان قهوه می خواهد

از آن فنجان هایی که داغ داغ بنوشمش

تنها به این امید که "تو"

بازهم در ته فالِ فنجانم یک مرد ببینی

یک‌ مرد با بارانی بلند

و پله هایی که از آن بالا خواهد رفت

و راه های بی انتهایی که خواهد پیمود

و آینده ای درخشان

دلم یک فنجان قهوه می خواهد

که تو دستت را دور گردنم حلقه کنی

و برایم حرف بزنی

دروغ هم که ببافی مهم نیست

بودنت

دستت

نفس هایت

صدایت

و التهاب شنیدنت را دوست دارم

چقدر دلم یک فنجان قهوه می خواهد

یک فنجان قهوه، که مزه اش “تو” باشی

 

 

مراقب داشته هامون باشیم

/ 0 نظر / 38 بازدید